تبليغاتX
داریوش تصدیقی - حقيقت و دروغ
نظرات، احساسات و خاطرات شخصی

روزی دروغ به حقيقت گفت: آيا ميل داری با هم به دريا برويم و شنا کنيم؟

حقيقت ساده لوح، گول خورد و پيشنهاد دروغ را پذيرفت...

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند. وقتی که به ساحل رسيدند، حقيقت لباس هايش رو درآورد و مشغول شنا شد...

آنگاه دروغ حيله گر لباس های حقيقت را پوشيد و از آنجا گريخت...

از آن پس هميشه حقيقت عريان و زشت به نظر می رسد و دروغ در لباس حقيقت با ظاهری آراسته خودنمايی می کند.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 20:16  توسط داریوش تصدیقی  |